اينها همه بهانه است ، حرفهايت خيلي بچه گانه است چشمهايت را باز کن و مرا ببين ببين که چه اميد و آرزوهايي دارم با تو ميترسم که شب را دوباره با ترس و دلهره بگذرانم ، ترس از حرفهاي تو ، ترس از بهانه هاي تو آرامش را از من گرفته اي زندگي را نيز از من گرفته اي ، هر کس مرا ميبيند ميگويد چرا اينقدر آشفته اي هر کس مرا ميبيند ميگويد اين بيچاره چه غم سنگيني در دلش نشسته است!