شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

اميد...

+ شهر بوي سكه و نان مي دهد////بود دالان هاي زندان مي دهد
*آسمان*
منظورتون از اين شعر چيه؟؟؟
اميد...
منظورم دنياست......دلبستگي آدما به مظاهر دنيا.....همه فقط دنبال ماديات هستن
اميد...
البته همه نه...خيليا
اميد...
البته اين شعر بيشتر از زبان كسيه كه توي فضاهاي معنوي جنگ وجبهه بوده.....و الان هم در شهر نميتونه نفس بكشه....من از زبان اونا نوشتم
*آسمان*
يه شهيد يه پرچم عشق ، توي شهر ما غريبه؛ نه فقط نام و نشونش ، خاکشم خيلي غريبه. ديگه دل سنگ و سياه ، ديگه تنگه صفا نيست؛ توي اين دنياي صد رنگ ، کسي ياد شهدا نيست. خدامون شهر فرنگ ، عشقامون لباس رنگه؛ تنها چيزي که غريبه ، ياد بچه هاي جنگه.
اميد...
رتبه 72
23 برگزیده
1282 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top