پيام
+
هي دست ميرود به کمرها يکي يکي// وقتي که ميرسند خبرها يکي يکي// خم گشته است قد پدرها دوتا دوتا// وقتي که ميرسند پسرها يکي يکي// باب نياز باب شهادت درِ بهشت //روي تو باز شد همه درها يکي يکي// سردار بيسر آمدهاي تا که خم شوند// از روي دارها همه سرها يکي يکي// رفتي که وا شوند پس از تو به چشم ما// مشتِ پُر قضا و قدرها يکي يکي// رفتي که بين مردم دنيا عوض شود// دربارهي بهشت نظرها يکي يکي
اميد...
89/4/2
اميد...
در آسمان دهيم به هم ما نشانشان// آنان که گم شدند سحرها يکي يکي// آنان که تا سحر به تماشاي يادشان// قد راست ميکنند پدرها يکي يکي