با فعال سازي تلفن همراه، مي توانيد بدون اتصال به اينترنت و از طريق پيامک اقدام به ارسال پيام عمومي و نظر در پارسي يار نماييد.
براي ارسال پيام به پارسي يار، کافيست + در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
براي ارسال نظر برای آخرين پيامي که با پيامک به پارسي يار فرستاه ايد، کافيست ++ در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
در ازاي ارسال هر پيامک براي پارسي يار مبلغ 130 ريال از اعتبار کاربري شما کسر خواهد شد.
براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد.
در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov، flv و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود.
همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود.
توجه : برچسب هاي زير در متن ارسالي شما قابل استفاده است. در حين ارسال پيام براي
هر کاربر، داده مربوط به آن کاربر جايگزين اين بر چسب ها مي شود.
*pb:BlogNic* : عنوان کاربر در پارسي يار
*pb:BlogAuthor* : نام و نام خانوادگي مدير وبلاگ
*pb:BlogTitle* : عنوان وبلاگ
*pb:BlogUrl* : آدرس کامل وبلاگ
گزينه ها:
هر گزينه بايد در يک سطر مستقل قرار گيرد. گزينه ها با کليد Enter جدا شوند.
براي هر پيام حداقل دو و حداکثر ده گزينه قابل تعيين است.
+مي خواهم از طوفان پرت را پس بگيرم///از بادها خاكسترت را پس بگيرم///ده جنگجو در دستهايم صف گرفتند ///تا از جهان انگشترت را پس بگيرم///بايد بياشوبم سكوت لاله ها را//تا مستي سرتاسرت را پس بگيرم///صد سال روي سنگ قبرت بوسه ام را///حك ميكنم تا پيكرت را پس بگيرم
من زنده ماندم با غلافي منتظر تا///از گرده ي شب خنجرت را پس بگيرم///حس ميكنم با بويي از تو ميتوانم/// فانوس چشم مادرت را پس بگيرم///بو ميكشم دندان گرگان زمان را ///تا قطره خون آخرت را پس بگيرم - اميد...
+من هسفر شراب از زرد به سرخ////يا همره اضطراب از زرد به سرخ///يك روز به شوق هجرتي خواهم كرد///چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ
+تا مي بريم دست دعا را به دور دست// پس ميزند نگاه تو مارا به دور دست// دل کندم از اجابت امن يجيب هم// وقتي که برده اند خدارا به دور دست// نه،عمر ما به ثانيه هاتان نمي رسد //تقديم ميکنيم شما را به دور دست// وقتي ضريح چشم تو با ما گره نخورد// بستيم اين دخيل رها را به دور دست //نزديکتر بيا بدون دليل اي هميشه دور// بگذار اين هميشه چرا را به دور دست// شعراز اميد
+عمر من چکه چکه از عقربه هاي ساعت ديواري اتاق خوابت ريخت بر رو ي فرشي که گلهاي آنرا آب ميدادم از نمک گير ترين چشمهاي باراني اين کوچه.... زندگي فرصت نکرد در چشمهايم حلول کند و خوب ميدانستم که ماه بعداز امشب هزار بار ديگر هم با ته مانده ي آب اين حوض بدقولي ميکند.....
+خارها خوار نيستند.....شاخه هاي خشك چوبه هاي دار نيستند.....ميوه هاي كال كرمخورده نيز روي دوش شاخه بار نيستند.....پيش از آنكه برگهاي زرد را زير پاي خويش سرزنش كني ....خش خشي به گوش ميرسد......برگهاي بي گناه با زبان ساده اعتراف ميكنند....خشكي درخت ازكدام ريشه آب ميخورد
+ما در عصر احتمال به سر ميبريم....در عصر شك و شايد.....در عصر پيش بيني وضع هوا....از هر طرف كه باد بيايد..در عصر قاطعيت ترديد ....عصر جديد....عصري كه هيچ اصلي جز اصل احتمال يقيني نيست....اما من بي نام تو حتي يك لحظه احتمال ندارم....
+نه هر كه چهره برافروخت دلبري داند///نه هركه آينه سازد سكندري داند///نه هركه طرف كله كج نهاد و تند نشست///كلاه داري و آيين سروري داند///هزار نكته ي باريك تر ز مو اينجاست///نه هر كه سر بتراشد قلندري داند